این روزها دیگر آن روزها نیست.سرعت چرخش اطلاعات بسیار زیاد است.مطلبی برای مخفی کردن وجود ندارد.دیگر مثل صده قبل دولت ها به دنبال زغال سنگ نیستند.نفت هم در منظر آنها کم رنگ شده است.ساختارهای منفعت طلبی متفاوت شده است.قدرت در داشتن منابع طبیعی داشتن، خلاصه نمی شود.داشتن دانش ارزشمند است.امروز قدرت داشتن، از نماد هایش توپ ،تانک،سلاح اتمی و... نیست،داشتن علم و رشد آن موفقیت است. ارزش داشتن نیروی انسانی که توانایی ارتقاع آن را دارد،خوب است.وجود همچین انسانی از ده ها چاه نفت پرسود تر است.نوع نگاه به قدرت و ثروت در دنیا تغییر کرده است.

حاکمیت درکشورما هنوز به سبک های قدیم عمل میکند.حیات خود را دروجود مخالف می یابد.نوع ساختار و رفتارش مانند دهه های ذغال سنگ است.ارباب و رائیتی  با مشکلاتش برخورد میکند.قدرت تکلم ندارد.تازیانه زبان گویایش است. ساختارهای اجتماعی روز دنیا را در ارتباط با نیروی انسانی نمی شناسد.هنوز برای مخالفینش چه داخلی و خارجی از ابزارهای نظامی استفاده میکند.هنوز به تفنگ،تیر،باتوم و... نظر دارد.

معیارها در دنیا تغییر کرده برای فتح کردن ذهن نیروی انسانی؛ انسان ها را در ذهنشان زندانی میکنند نه در یک چهار دیواری، روش های کم هزینه پربازده دیگری استفاده میشود. انسانی را با توپ و تانک نمی کشند که هیچ بلکه انرژی آنها را در خدمت اهدافشان درآورده و پول این کار را هم از جیب خود همان نیروی انسانی درمی آورند.

حاکمیت در کشور ما دنبال مخالف میگردد. مخالف سازی میکند.وبه دنیا نمی تواند ثابت کند دشمنش کیست.روی به داخل می آورد گاهی موثر ترین نیروهای خودش را هم از بین میبرد.هزینه های بسیار گزافی میدهد.چرا چون تغییر روش ها زندگی ،اقتصادی ،اجتماعی ،سیاسی و... در دنیا را نمی شناسد.

به خاطر حمل کردن این جهالت موجود حاضر به دادن هرنوع هزینه ای است.

سه سال است که از روز انتخابات سال هشتاد وهشت میگذرد.هنوز حاکمیت نتوانسته تعادلی در حوزه ذهنی خودش ایجاد کند.با کوچکترین حرکتی از سمت مخالفانش، دست به پروپاگاندا میزند. برای مخالفینی که برای خودش تراشیده برنامه ای ندارد. از طرفی گنگ و گیج برخورد کردن با مو ضوع حکایت از شناخت نداشتن از معیارهای حکومت داری جهان در این روزها است.نیاز به مثال ندارد.ولی بارها و بارها از همین تلیوزیون جمهوری اسلامی  کشور امریکا را نشان داده که مخالفین حاکمیت در حال ابراز مخالفت با روشهای گوناگون هستند. وبعداز مدتی دیگر نیستند و دوباره در ساختار موجود حل میشوند.و ما از این مخالین استفاده رسانهای کردیم حال آنکه خودمان هیچ حقی در داخل و خارج برای مخالف قائل نیستیم.

ما ایرانی ها معمولاً از شدت غرورمان دوست نداریم خیلی از مسائل را حتی با خودمان در میان بگذاریم.حال آنکه در واقعیت آن وجود دارد.وما را اداره میکند.