زنگ انشاء موضوع ای کاش...

چند روز پیش مهدی عبدالباقی پیشنهادی به من داد جهت نوشتن طرح مستندی در باره یک مدرسه راهنمایی،و برای این کار دست نوشته های چند کلاس انشاء آن مدرسه را آورد.شرحش به این قول که یک دبیر خوش ذوق به نام آقای علی اکبر آسا به بچه های کلاسش گفته انشاء بنویسید با موضوع :ای کاش ...

بچه ها نوشته اند و کار دبیر خوب شان این بوده که همه این ها را مرتب در کنار هم دسته بندی شده نگه داشته،الان به امانت پیش من است .روزانه تعدادی از این ها را مطالعه میکنم.شخصا با بعضی نوشته ها رابطه عمیقی برقرار کرده ام.گاهی یک انشاء را که میخوانم دقایقی در دوران کودکی قوطه ور میشوم.گفتم شاید این نوشته ها شما را هم درگیر فضای نوستالژیک دوران کودکی کند.

من از بعضی از متن های نوشته شده گزیده ای را انتخاب کرده ام.امیدوارم شما هم لذت ببرید.

شما هم یک ای کاش به این ها اضافه کنید.

محمد رضا حق جو

ای کاش ماشین زمان داشتم ودر زمان سفر میکردم.دوست دارم به دوران مزوزوئیک سفرکنم.(حیات میانی)

علی نیکدمی

ای کاش بتوان تمام آرزوهای مادرعزیزم را انجام بدهم.او تمام جوانیش را برای من گذاشته تا آرزوهایم را برآورده کند.

محمد مهدی متین کیا

ای کاش روزی بیاید که دیگر این ای کاش ها، ای کاش نباشند.

سینا آذرهمایون

ای کاش های زیادی ندارم.ولی ای کاش کاوازوکی 700 نارنجی داشتم.

سید محسن جدی

ای کاش هرچه قدر که می خواستم می خوردم.ایکاش به اونی که میخواستم میرسیدم.ای کاش در مدرسه پدرم نبودم.ای کاش خواهرم خوب میشد.ای کاش مادرم حرس نمی خورد.ای کاش میشد نمازم را نخوانم.

علی خلج

ای کاش مردم ماآیین ایران باستان خود را نگاه می داشتند که همان زرتشت باشد و آن قدر کارها وحرف های الفبای عرب ها در ایران رواج پیدا نمی کرد و ای کاش مردم ما در جهل و خرافات باقی نمی ماندند.

سالار میرزایی

ای کاش یک ساعت قدیمی داشتم که دنیا را با آن stop میکردم وهر کاری را میخواستم انجام می دادم.من اگر بخواهم تمام ای کاش های عمرم را بگویم دنیا دیگر تمام میشود و در آخر هم ای کاش ...!

احسان هدسی

ای کاش من میموردم و دیگر زندگی نمی کردم در این دنیا بیشتر افراد مسقرهام می کنند چون بعضی وقت ها نمره بد میگیرم.آخر درس تا کی هی باید خود را بکشم تا یک چیز را بفهمم.

مهزیار ملکی نژاد

ای کاش مرگی وجود نداشت.

 

حامد قاسمی

ای کاش عید 364 روز بود وفقط یک روز مدارس باز بود ولی از شانس آن یک روز هم جمعه بود.ای کاش آن روز به حرف شیطان گوش نمی کردم.ای کاش آن پنج شنبه میتوانستم به آقای آسا لایی بزنم.

 

شایان صمیمی راد

ای کاش من مثل 3 سال قبل در تیم ملی نونهالان بودم نه اینکه کس دیگری را به جای من می پسندیدند؛و اگر من الان تو تیم ملی بودم الان در اردوی پاکستان بودم وخود را برای جام ملت های آسیا آماده میکردم.

ای کاش من میتوانم با آن کسی که به او علاقه دارم ازدواج کنم و انتخاب من درست باشد.

علی نیکخواه

ای کاش دلار گران نشود چون وسایلی مانند پی اس ویتا که من میخواهم بخرمقیمتش به 1میلیون صد هزار تومان کشیده.

اسم ندارد نوشته یادگاری برای آقای آسا

ای کاش من مداح بودم  تا همیشه دلم پیش آقا باشد.تا من صدایم هم برای آقا باشد.ای کاش امام حسین بود تا در سپاهش باشم نه اما اگر جرئت داشتم به حرف های امام عصر گوش میکردم.

داورنیا

ای کاش من ماشین زمانی اختراع میکردم که هرزمان که بخواهم به گذشته و آینده بروم و به انسانهای نخستین را سعدت مندی را بهشان نشان بدهم.وبه پادشاهان زورگو درس عبرتی بدهم.وتمام اتفاق هایی که در تاریخ افتاده را به آنها بگویم تا آنها از ترس سکته کنند.

میثاق نورعلی

ای کاش دوست عزیزم محراب صافدل و علی خلیل آبادی هم با من به مدرسه نور می آمدند تا الان با هم بودیم نه هر یک یک گوشه تهران.ای کاش در امتحانات نوبت اول ذهنم مشغول نبود تا مانند سال قبل به معدلم 20 می رسیدم.ای کاش دوست صمیمی داشتم با او در ودل میکردم.

محمد زحمتکش(mz)

ای کاش من در یک خانواده سیاسی به دنیا می آمدم.ودر امور کشور اسم و رسمی داشتن آن وقت من راهکارهای سیاسی مملکت را می آموختم.وبا هوشی که داشتمخودم را بالا می کشیدم و آن قدر سعی میکردم که رهبر شوم آن وقت قانونی را می گذاشتم که بعد از من رهبری نباشد یعنی اینکه رئیس جمهور و رهبر یکی شوند.

عبادی

ای کاش چیزی نمی شکست واگر می شکست دل نبود.

امیر حسین حیاتی

ای کاش اگر حضرت آدم واقعا بود ازمیوه ممنوعه نمی خورد تا ما ای کاش نداشتیم.ای کاش دنیا تقسیم نشده بود وکل دنیا یک کشور بود و مردم با هم بودند.ای کاش همه عاشق بودند تاجنگی رخ ندهد.ای کاش افسانه بودیم.به امید دوران رجعت از ای کاش ها

معیار درستی وجود ندارد

این روزها دیگر آن روزها نیست.سرعت چرخش اطلاعات بسیار زیاد است.مطلبی برای مخفی کردن وجود ندارد.دیگر مثل صده قبل دولت ها به دنبال زغال سنگ نیستند.نفت هم در منظر آنها کم رنگ شده است.ساختارهای منفعت طلبی متفاوت شده است.قدرت در داشتن منابع طبیعی داشتن، خلاصه نمی شود.داشتن دانش ارزشمند است.امروز قدرت داشتن، از نماد هایش توپ ،تانک،سلاح اتمی و... نیست،داشتن علم و رشد آن موفقیت است. ارزش داشتن نیروی انسانی که توانایی ارتقاع آن را دارد،خوب است.وجود همچین انسانی از ده ها چاه نفت پرسود تر است.نوع نگاه به قدرت و ثروت در دنیا تغییر کرده است.

حاکمیت درکشورما هنوز به سبک های قدیم عمل میکند.حیات خود را دروجود مخالف می یابد.نوع ساختار و رفتارش مانند دهه های ذغال سنگ است.ارباب و رائیتی  با مشکلاتش برخورد میکند.قدرت تکلم ندارد.تازیانه زبان گویایش است. ساختارهای اجتماعی روز دنیا را در ارتباط با نیروی انسانی نمی شناسد.هنوز برای مخالفینش چه داخلی و خارجی از ابزارهای نظامی استفاده میکند.هنوز به تفنگ،تیر،باتوم و... نظر دارد.

معیارها در دنیا تغییر کرده برای فتح کردن ذهن نیروی انسانی؛ انسان ها را در ذهنشان زندانی میکنند نه در یک چهار دیواری، روش های کم هزینه پربازده دیگری استفاده میشود. انسانی را با توپ و تانک نمی کشند که هیچ بلکه انرژی آنها را در خدمت اهدافشان درآورده و پول این کار را هم از جیب خود همان نیروی انسانی درمی آورند.

حاکمیت در کشور ما دنبال مخالف میگردد. مخالف سازی میکند.وبه دنیا نمی تواند ثابت کند دشمنش کیست.روی به داخل می آورد گاهی موثر ترین نیروهای خودش را هم از بین میبرد.هزینه های بسیار گزافی میدهد.چرا چون تغییر روش ها زندگی ،اقتصادی ،اجتماعی ،سیاسی و... در دنیا را نمی شناسد.

به خاطر حمل کردن این جهالت موجود حاضر به دادن هرنوع هزینه ای است.

سه سال است که از روز انتخابات سال هشتاد وهشت میگذرد.هنوز حاکمیت نتوانسته تعادلی در حوزه ذهنی خودش ایجاد کند.با کوچکترین حرکتی از سمت مخالفانش، دست به پروپاگاندا میزند. برای مخالفینی که برای خودش تراشیده برنامه ای ندارد. از طرفی گنگ و گیج برخورد کردن با مو ضوع حکایت از شناخت نداشتن از معیارهای حکومت داری جهان در این روزها است.نیاز به مثال ندارد.ولی بارها و بارها از همین تلیوزیون جمهوری اسلامی  کشور امریکا را نشان داده که مخالفین حاکمیت در حال ابراز مخالفت با روشهای گوناگون هستند. وبعداز مدتی دیگر نیستند و دوباره در ساختار موجود حل میشوند.و ما از این مخالین استفاده رسانهای کردیم حال آنکه خودمان هیچ حقی در داخل و خارج برای مخالف قائل نیستیم.

ما ایرانی ها معمولاً از شدت غرورمان دوست نداریم خیلی از مسائل را حتی با خودمان در میان بگذاریم.حال آنکه در واقعیت آن وجود دارد.وما را اداره میکند.

حاج محسن سلمانی

شاید نزدیک به 10 سالی است که به یک سلمانی جهت اصلاح سر وصورت مراجعه میکنم.مردی مسن وبا صفایی است.لوتی صحبت میکند.کمتر کسی جان سالم از تیغ زبانش بدر می برد.با هیچ کس عقد اخوتی ندارد.از کسی کینه ای به دل نمیگیرد.بلند بلند فکر میکند.امروز که به سلمانی رفتم گفت یک سوال بپرسم ناراحت نمی شوی؟حالا من زیر تیغ سلمانی مگر جرات دارم بگم نه گفتم بپرس امیدوارم کاری بتوان برایت انجام بدهم.

گفت تو فامیلتون یک دختر خوب برای پسرم سراغ داری؟ 25 سالش است.شغلش آزاد،ما از دختر هیچ چیز نمی خواهیم جهازش را هم براش میگیریم فقط اهل خدا و پیغمبر باشه نماز بخوانه برای ما بسه هیچ توقعی هم ندارم.خودمم براشون خونه تهیه میکنم.الحمدالله دستم به دهنم میرسه.و...خلاصه همین طوری گفت ،گفت اصلا نوبت به من نرسید که به سوال جواب بدم.(الحمدالله)

من بهشم میگم حاج محسن ولی بهش نمیاد،من به این تیکه کلام عادت کردم! خیلی که هیچ اصلا ظاهر مذهبی ندارد هم کلامم که باهش میشی باید بپایی پرش به پرت نگیره ،اگر بگیره سوختی، بد!

یک دفعه ، بهم گفت اون نوار میتونی برام گیر بیاری؟گفتم کدوم حاج محسن؟گفت تو ضبط از اون قدمی ها بود گفتم چی هست؟ گفت دکمه را بزن می شنوی تا فشار دادم،انگار درکوزه چشمش را برداشتم.نوار مرحوم کافی بود روضه حر میخواند.دیدن این صحنه و ارتباطش با این موضوع با این سرعت زانو هایم را سست کرد.

باعث بانی این نوشته امید هادی زاده است که امروز در دفتر کارم با امام حسین سر به سرم گذاشت.دلم را هوایی کرد.

روز پدر مبارک

گاهی وقت ها آدم قدر عافیت را درک نمی کند تا آن را از دست میدهد.این روزها ذهنم درگیر پدرم است.توانایی نوشتن را به صورت ادبی ندارم.

ولی همین بس که ستون خیمه ای است.

سکوت و برد باری ات آن هنگام که انتظار فریاد دارم زیر بارسنگین مشکلات زندگی،ستودنیست ...

پیشاپیش روز مردی از مردهای عالم امکان علی ابن ابیطالب را تبریک میگویم.

 

پدرم دورگ جریانی فرعی قلبش دچار عارضه شده یک مرتبه مورد عمل آنژیو پلاست قرار گرفته احتمالا هفته آینده هم باید عملی داشته باشد.

من خاکسار ادب همه دوستان هستم.دوستان محبت کنند پدرم را از دعای خیرتان محروم نفرمایند.

روح پدر همه دوستانی که پدرشان به رحمت ایزدی پیوسته، شاد.