مستند دخترم / باران/ فرناز
علت ساخت مستند دخترم، باران، فرناز دغدغه های ذهنی کارگردان است، رابطه بین او و
دخترش یا دلهرۀ ای مادرانه اش ...
کارگردان نگران است مبادا تکلیفش یا حق فرزندش از سمت او پای مال شود. سعی می کند
خوب نگاه کند چندین شاخص را نشانه گیری می کند جنوب و شمال شهر ، طبقه های مختلف
اقتصادی و روابط جاری بین انسان ها دست به
واکاوی ساختارها و روابط بین سوژه ها و
دغدغه های ذهنی اش می زند. حکایت سه دختر و سه مادر...
نصیری بدون شک یکی از کارگردان هایی است که با سوژه هایش تا
حد مطلوبی زندگی می کند. و سوژه هایش را
صرفا پله ترقی حرفه خود قرار نمی دهد با
دیدن متن فیلم این حس بارها و بارها به
ذهن انسان نزدیکی می شود.
دو دسته بندی برای نوشته داشته باشم راحت تر خواهم بود.
مادر ها :
نصیری،قدر آبادی، مادر فرناز
هر سه مشکل دارند. کلافگی های متفاوت و روزمرگی گریبان گیرشان است و برای نصیری
عمیق تر است. حرف دل نصیری در فیلم دیده و شنیده می شود. خواسته هایش و نیازهایش، هر
وقت دوربین به سراغ مادر دیگری می رود آن ها به شکل های متفاوتی از ناکامی های
گذشته و آرزو های آینده شان حرف می زنند...

دختر ها:
دخترم(هلیا)، باران(فاطمه)، فرناز
هر سه دختر در متن زندگی که داشتند با تمام نقطه ضعف ها و قوت هایش ساری و جاری بودند
تا این دغدغه نصیری سرو کله اش پیدا شد یک مخالف و دو موافق، مخالف اول که
تصاویر کوتاهی در دندانپزشکی از وی رویت می شود هیچ وقت حاضر نمی شود در زمین
دغدغه های کارگردان جلوی دوربین حضور پیدا کند ولی چون به لحاظ نسبی با وی رابطه(دختر رایا نصیری) دارد و بخشی
از دغدغه های نصیری است، نریشن های کارگردان
با وی دست به گریبان شده و جور آن
را می کشد...
باران (فاطمه) معترض، نگران و مضطرب شاید
باورش نمی شود او هست باورش بر این است هیچ وقت نیست و حق دیده شدن ندارد. نزدیک شدن زیرکانه ومادرانه
نصیری او را به چالش می اندازد معلوم است زمان و مکانی که در آن زندگی می کرده را
خوب نمی شناخته و مواجه باران(فاطمه)با این دغدغه کارگردان این جسارت را به او داده است. فیلم در پلان های پایانی نشان می دهد اراده
اش را به جریان انداخته ولی شفافیتی از مسیر مشخص نیست و هزاران ابهام برای ذهن
مخاطب ...
فرناز روزهای تولیدفیلم حتی به دغدغه های
کارگردان خیلی دوست ندارد فکر کند. با داشته های خودش احساس رضایت دارد. نمی داند
در چه شهری زندگی می کند، دوست ندارد با شرایط جدید و متفاوت در شهرش خیلی روبرو
شود اندک آسایشش را مبنای آرامش خودش قرار داده تا دوباره سرو کله دغدغه کارگردان
برایش هویدا می شود. خیلی دوست ندارد بپذیرد ولی هیمنه مادرانه کارگردان قصر زیبای
ذهنش را متزلزل می کند و فرناز را با خودش
درگیر (وقتی با باران هم نشین می شود)می
کند.
بدون شک در بین این سه دختر بالاترین پیچیدگی را هلیا بعد فرناز و در آخر باران داشت.
فیلم گواه این جمله قبل است. چالش های نصیری و دخترش بیشتر از دو مادر و دختر دیگر
است. باران(فاطمه) و مادرش شادی سطحی و بیشتری دارند و فرناز و مادرش انسانهای
درون گرا هستند.
یک نقد جدی به کارگردان:
خانم نصیری
این سه فرزند در زمین ذهنی شما بازی کردند. حتی هلیا که به جبهه مخالفت افتاد. به دغدغه و سوالات شما پاسخ دادند. سال ها خواهد
گذشت وضع این سه کودک خیلی تغییر نخواهد کرد چرا اجازه ندادی این سه دختر از
خواسته ها و نیازهای خودشان در فیلم باشند؟ هدف تیر سوالات و نگرانی های شما
بودند.
چرا این بچه ها را دچار بلوغ زود رس ذهنی
کردی؟ این انصاف نیست به نفع خودت بر علیه این نسل شهادت جمع کنی آن هم تصویری! این سه دختر شناخت دقیقی از مکان و زمان خودشان
نداشتند و ندارند نه این که نمی خواهند بفهمند، شرایط این گونه است.
می توانم حتما جملات دقیق تر و تلخ تر بنویسم ترس این را دارم که این متن را ببینند. این مستند خواسته ها و نیازهای کارگردان را بررسی کرد ولی نسلی که نقش فرزند
داشتند چی؟ تنها شانسی که برای کارگردان وجود
دارند نداشتن هیچ خباصتی در این کار است.